نيكان و روهاننيكان و روهان، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 25 روز سن داره

نیکان و روهان ضربان قلبم

هندونه خوردن روهان

قندک ٢ مامان هندونه و خربزه را هر وقت ببینی تندی با اشاره و با داد و فریاد کردنت باید بهت بدیم و سریع یه لقمه اش میکنی. نیکان هم اینطوری بود و هست اگه عکسی از نیکان داشتم اینجا حتما میزارم.   ...
29 شهريور 1390

اولين قدم زندگي روهان

ديروز 31 خرداد روهان من تو ماه ده زندگيش براي اولين بار با شوق و ذوق فراوان اولين قدمهاي زندگيش تو خونه ي ماماني برداشت اين شوق و ذوق اينقدر زياد بود كه مامانم با گوشيم تماس گرفت و بهم اين خبر قشنگ رو داد و گفت شروع كرده بدون هيچ كمكي از اطراف سه و چهار قدمي را تنها روي پاهاش برداشته و دوباره نشسته و دوباره اين كار را با احتياط انجام داده البته مامانم هواش داشته كه خداي نكرده صدمه ي نبينه. كاشكي اونجا بودم و نظاره اين كار قشنگش ميشدم و عكسي از اون قدمها ميانداختم بدي كاركردن ما مادران شاغل اينجا معلوم ميشه بهرحال خيلي هم دير نشده هر وقت تو  خونه باشم عكسي ازش ميندازم و در اين وبلاگ ثبتش ميكنم. بالاخره تونستم یه عکس...
29 شهريور 1390

يه نقاشي براي تولد بابا

امروز بيستم تير روز تولد باباي نيكان و روهانه بنابراين نيكان براي بابا يه نقاشي كشيده كه اونو امروز تقديم بابا ميكنه اولش بهم گفت مامان ميخوام براش يه ماشين مثل ماشين مك كوئين به رنگ قرمز بخرم ولي من پول ندارم به من پول ميدي تا براش از تيراژه بخرم وقتي ديدم اينجوري ميگه بهش گفتم ميتوني يه نقاشي از ماشين مك كوئين بكشي تا وقتي كه انشاءالله بزرگ شدي بتوني براش بخري اين شد كه هديه روز تولد بابا يه نقاشي از ماشين مك كوئين شد. بابا تولدت مبارك انشاءالله هميشه سلامت و تندرست باشي.... ...
29 شهريور 1390

بقيه عكس تولد

توین عکس خیلی دیگه خسته شده بودی ولی اینقدر مهربون شده بودی که اصلا قندک مامان گریه و زاری نکردی .دوستت دارم مامانی به همون اندازه که نیکان رو دوست دارم. ...
29 شهريور 1390

مقایسه عکس

نيكان روهان نیکان تو این عکس چند ساعت بعد از دنیا اومدنش  ببخشید که پراکنده عکسها رو میزارم هر چی که تو هاردم هست براتون میزارم اين يكي هم تقريبا يك ماه گذشته دقيقا نميدونم تاريخ عكس رو ندارم عكس بالا نيكان جوشهاي خيلي ريزي رو صورتش زده بود. كه دكترش گفت به تغذيه مادر بر ميگرده كه چيز مهمي نيست بعد از يك هفته خوب شد. عكس پايين هم نيكان چهل روزش گذشته بود وارد ماه دوم از زندگيش شده بود اينقدر ورج و وورجه كرد كه در آخر در خواب ازش عكس گرفتم.     ...
24 مرداد 1390

اولين رمضان با روهان

آمد رمضان و مقدمش بوسيدم در رهگذرش طبق طبق گل چيدم من با چه زبان شكر بگويم كه به چشم يك بار دگر ماه خدا را ديدم ماه مبارك رمضان بر همه شما عزيزان و دوستان و مردم خوب ايران مبارك باد روهان پارسال 15 رمضان مصادف با تولد امام حسن به دنيا اومد و امسال اولين روز ماه مبارك رمضون هنگام سحر وقتي من و باباش مشغول صرف غذاي سحری بوديم بيدار شد و با تعجب پاي سفره سحر نظاره گر من و باباش بود و بعد از كمي بازي و تموم كردن كارهام با من به خواب رفت. كوچولوي مامان قبول باشه ........   ...
11 مرداد 1390