نيكان و روهاننيكان و روهان، تا این لحظه: 16 سال و 1 ماه و 26 روز سن داره

نیکان و روهان ضربان قلبم

آموزشهاي ورزشی و تفریحی تابستان

با شروع تابستان همه خونواده ها ميخوان كوچولوهاشون بزارن كلاسها ي آموزشي خوب به طبع من هم بايد يه پرسجوي ميكردم تا ببينم تو سن نيكان چه چيزهاي لازمه خيلي دوست داشتم نيكان كلاس موسيقي رو شروع كنه اونهم به صورت دائمي ولي باباي نيكان مخالفت كرد گفت بزار وقتي كه مدرسه ميره تا بهتر نت موسيقي رو ياد بگيره بهر حال  اين كار نشد ولي من دوباره ميخوام موضوع موسيقي رو شروع كنم تا ببينم پدره راضي ميشه يا نه؟ با مدير مهد نيكان خانم كمالي صحبت كردم گفت نقاشي و شعر و قصه و زبان و قرآن رو اينجا در حال آموزشه و تو ورزشهاي مهد  ژيمناستيك و اروبيك هم كم كم ك در حال ياد گرفتنه تو ورزشهاي تابستوني شنا ميمونه كه بازم بهرام باباي نيكان مخالفت كرد كه از طري...
11 مرداد 1390

ناقلاي مامان

هميشه اين داداش كوچولوه كه زودتر از خواب بيدار ميشه صبح و عصر و شب نداره و هر كجا هم باشه زودي خودش به نيكان ميرسونه تا بيشتر از خودش نخوابه.......     ...
1 مرداد 1390

دعواي روهان با نيكان

روهان جديدا ياد گرفته نيكان رو دعوا كنه خيلي با مزه اين كارش انجام ميده (البته از ديد من) اگه داد كمكي بهش نكنه به سوي نيكان ميره تا قانعش كنه كه هر چيزي رو كه تو دستشه از نيكان بگيره و نيكان هم با اين موضوع به صورت خنده فيسلش ميده. بعد از كلي كلنجار رفتن با همديگه هر دوشون يكي از پس از ديگري به خواب ميرند و اينجاست كه من يه نفس راحتي ميكشم.       ...
1 مرداد 1390

قاب موبايلم

اوستا نيكان تو خراب كردن هر وسيله كه به دستش ميرسه استاده و به طبع روهان هم دستكمي از برادرش نداره و اين بار روهان ه ه كه با وسايل شخصي من كلنجار ميره و  سعي ميكنه قاب موبايلم رو در بياره و تو كارش هم موفق ميشه و دوباره ميخواد اونو جا بزنه حالا با هم ببينيم. ...
1 مرداد 1390

اولين دندون نيش روهان

روهان در تاريخ90/03/19  كه مصادف با شب آرزوها بود اولين دندون نيشش در قسمت فكه بالا دراومد و سفيدش مانند الماس مي‌درخشيد انشاءالله مامان برات يه آش دندوني ميپزه كه دندونهاي ديگه ات هم به راحتي دربياد اين دندون خيلي برات سخت بود تا درآد انشاءالله هميشه سلامت باشي عسلم. بعد از مدتها تونستم یه عکس از دندون آقا روهان بگیرم ولی با گریه.   ...
27 تير 1390

اولين مداد

روهان به تازگي از نيكان ياد گرفته كه چه جوري مداد به دستش بگيره و شروع به خط خطي كردن كاغذها و در و ديوار و غيره... انجام بده اونروز نيكان داشت نقاشي بت من ميكشيد و روهان هم هي مزاحمش ميشد و مداد رنگي از دستش ميگرفت و براي اينكه مزاحم نيكان نشه يه مداد و يه كاغذ دادم دستش با كمال خوشحالي شروع كرد به خط خطي كردن البته سعي كردم نوك مداد تيز نباشه خداي نكرده به چشمش آسيب برسونه.
20 تير 1390